آبان 85 - عاشقانه هايم براي تو
قالب هاي وبلاگ آمادهدايرکتوري وبلاگ هاي ايرانيانپارسي بلاگپرشين ياهو
آنکه ايمانش را خالص کرد، هدايت يافت . [امام علي عليه السلام]
نويسنده : مازيارمجد:: 3/8/1385:: 3:47 صبح

اين نردبان شکسته


تو را به جايي نمي برد


خورشيد دور است


و سهم من


همين سراب هاست که مي سازد.


«رضا چايچي»


 

موضوعات يادداشت


نويسنده : مازيارمجد:: 3/8/1385:: 3:21 صبح

آتش،اسباب بازي


قشنگي ست


که با آن تاريکي را


مي ترسانيم.


«بيژن جلالي»


 

موضوعات يادداشت


نويسنده : مازيارمجد:: 3/8/1385:: 2:53 صبح

خسته ام،


خسته


پادشاه من؛بر من رحمت کن...


من نيازمند تو هستم


من تنها به تو اميد دارم


مرا ياري بده،پادشاه من


 

موضوعات يادداشت


نويسنده : مازيارمجد:: 30/7/1385:: 1:21 صبح

هست شب يک شب دم کرده و خاک


رنگ رخ باخته است.


باد،نو باوه اي ابر،از بر کوه


سوي من تاخته است.


هست شب،همچو ورم کرده تني گرم در


استاده هوا،


هم از اين روست نمي بيند اگر گمشده اي


راهش را.


با تنش گرم،بيابان دراز،


مرده را ماند در گورش تنگ


با دل سوخته ي من ماند


به تنم خسته که مي سوزد از هيبت تب!


هست شب.آري،شب.


«نيما يوشيج»


 

موضوعات يادداشت


نويسنده : مازيارمجد:: 29/7/1385:: 12:41 صبح
فردا آغاز يه هفته ي ديگه است.مي خوام عوض بشم.مي خوام از اول همه چيزو شروع کنم.برام دعا کنيد
 

موضوعات يادداشت


نويسنده : مازيارمجد:: 28/7/1385:: 2:28 صبح

دلم بازم گرفته.


بايد درس بخونم ولي نمي خونم.


بايد تلاش کنم اما نمي کنم.


بايد بخندم،اما نمي تونم.


بايد افسرده نباشم،اما هستم.


خسته شدم.کمک کن خدا...


 

موضوعات يادداشت


نويسنده : مازيارمجد:: 28/7/1385:: 1:46 صبح

زردها بيخود قرمز نشده اند


قرمزي دنگ نينداخته است،


بيخودي بر ديوار.


صبح پيدا شده از آن طرف کوه«ازاکو» اما،


«وازنا»پيدا نيست


گرته ي روشني مرده ي برقي همه


کارش آشوب


بر سر شيشه ي هر پنجره بگرفته قرار.


وازنا پيدا نيست.


من دلم سخت گرفته است از اين


ميهمانخانه ي مهمانکش روش تاريک.


که به جان هم نشناخته انداخته است:


چند تن خواب آلود


چند تن نا هموار


جند تن نا هشيار.


«نيما يوشيج»


 


 

موضوعات يادداشت


نويسنده : مازيارمجد:: 28/7/1385:: 1:38 صبح

من چهره ام گرفته


من قايقم نشسته به خشکي.


با قايقم نشسته به خشکي،


فرياد ميزنم:


«وامانده در عذابم انداخته است


در راه پر مخافت اين ساحل خراب‍؛


و فاصله است آب


امدادي اي رفيقان با من»


...


من چهره ام گرفته


من قايقم نشسته به خشکي


مقصود من ز حرفم معلوم بر شماست:


يکدست بي صداست.


من،دست من کمک ز دست شما مي کند طلب.


فرياد من شکسته اگر در گلو،و گر،


فرياد من رسا


من از براي راه خلاص خود و شما


فرياد مي زنم.


فرياد ميزنم!


«نيما يوشيج»


 

موضوعات يادداشت


نويسنده : مازيارمجد:: 27/7/1385:: 1:9 صبح

آري!


روياي ستاره شدن


چون قلب من هر لحظه با من مي تپد!


 

موضوعات يادداشت


نويسنده : مازيارمجد:: 27/7/1385:: 1:7 صبح

کاش باد بيايد


و دل آزرده ي مرا


با خود ببرد به جايي دور


که در آن نه خبري از ستاره است


نه از ماه-و نه حتي از قاصدک عاشق


ميان وسوسه ي باد و بوسه مرددم


نفس کشيدم


وجودم پر از عطر ياس شد


لحظه رنگ تورا گرفت


ايستادم


باد موهاي مرا مي برد به افقي دور


و من غرق چشمانت بودم...


 

موضوعات يادداشت



4779:کل بازديد
15:بازديد امروز
موضوعات وبلاگ
حضور و غياب

angel_or_evil_13

لوگوي خودم
آبان 85 - عاشقانه هايم براي تو
جستجوي وبلاگ من
 :جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

لوگوي دوستان
لينک دوستان

تا تو بيايي دوباره عاشق خواهم شد
عاشقانه هايم براي تو
Sleeperُ
عشقولي
طلوع
اشکها ولبخند ها
همين من ساده!
کلبه ي دلتنگي هاي من
وبلاگ تخصصی کامپیوتر ونرم افزار

اشتراک

نام:

ايميل:

 
آواي آشنا
بايگاني
روزهاي سوخته [8]
خاطرات سوخته [8]
زندگي سوخته [6]
شبهاي سوخته [10]
نوشته هاي سوخته [11]
نوشته هاي آخر سال [9]
شروع تازه [12]
يک فصل تازه [10]
يک قصه ي تازه [10]
دوباره سقوط [10]
نا اميدي ها [10]
مهر85 [10]
مهر 85(2) [10]
آبان 85 [10]
آذر و دی 85 [10]
دی و بهمن 85 [6]
بهمن 85 [5]
دست نوشته هاي سوخته [6]
طراح قالب