يه طلسم برات می نويسم
يه طلسم که تورو از همه بدی ها دور کنه
يه بار که چشماتو بستی ،
دو قدم به سمت ماه جلو برو
سه دور به اندازه تنهايی
از سمت رويا بزن
دستت رو روی قلبت بکش
و يه تيکه ازش بکن
اونو از بالای سر کسی که
معنی عشق رو نمی دونه رد کن
و بعد لای يه پارچه
که پر از عطر خوب صدات باشه ، بذار.
اونوقت زير اون درخت بيد مجنون ته کوچه
بکار ، وقتی که ماه کامل باشه
و وقتی که داری روش خاک می ريزی
پنج بار بگو " دوست دارم " .
نظر خودتون رو در مورد اين شعر بنويسيد.اين يکي از شعرهمه که خيلي دوستش دارم.